الشيخ علي المشكيني

232

تفسير روان (فارسى)

مىپرستيد و در نام‌گذارى آنها به إله و شفيع و مقرِّب ، دروغ مىبافيد ؛ بىشك آنان كه به جاى خدا مىپرستيد مالك هيچ نوع روزى براى شما نيستند و نمىتوانند و قدرت ندارند به شما روزى دهند . فَابْتَغُواْ عِندَ اللَّهِ الرّزْقَ . . . : پس روزى را نزد خدا و از خدا طلب كنيد كه او توانا بر رسانيدن روزى به مخلوقات خود است ، و ذات او را به يگانگى پرستش كنيد و براى او شريك قرار ندهيد نه در ذات ، نه در صفات ، نه در افعال و نه در عبادات ، و در اين چهار مرحله موحِّد باشيد . و او را به اعطاى نعمت‌ها كه به شماره نيايد شكر كنيد كه شكرگزارى و سپاس‌گزارى منعم حقيقى موجب نعمت‌هاى فراوان ديگر شود . إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ : به سوى او باز گردانيده مىشويد ، پس بوسيلهء عبادت و شكرگزارى بر نعمت‌هاى نامتناهى او كه به شما مرحمت فرموده ، آمادهء لقاى او و جزاى او شويد . تبصره : عقل و وجدان هر انسانى حاكم به آن است كه شكرگزارى و حق‌شناسى منعم واجب است ، خصوصاً منعمى كه تمام نعم از همهء جهات از جانب او باشد ، و آن منعم حقيقى در عالم وجود ، غير از خدا نيست . [ سابقهء تكذيب و پند تكذيبگران ] ( آيهء 18 ) وَ إِن تُكَذّبُواْ فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مّن قَبْلِكُمْ وَ مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلغُ الْمُبِينُ تفسير : و اگر مرا در رسالت تكذيب كنيد ، عجيب نيست ، قطعاً امّت‌هايى كه پيش از شما بودند - مانند قوم ادريس و نوح و صالح عليهم السلام - پيامبران خود را تكذيب كردند . و بر عهدهء پيغمبر نيست مگر پيغام رسانيدن آشكار ، كه زايل‌كنندهء شك و بيان‌كنندهء راه حق باشد . و من اين پيغام را به شما رسانيدم و به وعد و وعيد ، شما را دعوت به دين حق نمودم و از عقوبات آخرت ترسانيدم ؛ لكن شما به جهت عناد ، منكر بعث و نشر شديد و سخن مرا به گوش دل استماع ننموديد و به سوء اختيار گمراه شديد و از طريق حق اعراض نموديد .